اظهارات سخنگوی دولت؛ از قصه پر غصه دلار تا ماجرای تعطیلی پیدر پی مدارس
سیاست روز
بزرگنمايي:
ایران پرسمان - خبرآنلاین / فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت در گفتگوی نوروزی با خبرگزاری خبرآنلاین گفت: ما حتما سال آسانی در پیش نداریم ولی این به این معنا نیست که بگوییم ما سختترین سال تاریخ را در پیش داریم. اینگونه نیست. دولت با همه توان دارد کار میکند. می گوید از نقد و انتقادات استقبال می کند و بر این باور است که؛ «نقد مشفقانه و نقد منصفانه بهترین نصیحتی است که کسی میتواند به آدم کند.» انتقادات از دولت چهاردهم برای نداشتن برنامه را کم لطفی می خواند و از 3 سناریو برای وضعیت فعلی کشور روایت می کند. صحبت به پیش بینی های نگرانکننده برای سال 1404 که می رسد، می گوید: «ما حتما سال آسانی در پیش نداریم ولی این به این معنا نیست که بگوییم ما سختترین سال تاریخ را در پیش داریم.»
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت چهاردهم، که در آستانه نوروز سال 1404 مهمان «کافه خبر» خبرگزاری خبرآنلاین بود، از ماجرای تعطیلی پی در پی مدارس حرف زد، از ماجرای سیاسی کاری قانون مشاغل حساس و از قصه پر غصه دلار و تصمیمات دولت.
او در این گفت و گو، گریزی هم اتفاقات سال 1401 زد و گفت: «در سال 1401 اتفاقات ناگواری افتاد، هیچ وقت قرار گرفتن مردم در مقابل مردم موضوعی نیست که کسی را خوشحال کند؛ الا کسانی که از این موضوع سود میبرند. در سال 1401 ما اتفاقات دردناکی را شاهد بودیم. به خصوص برای قشر دانشجو، اتفاقات واقعا دردناکی افتاد.»
مشروح گفت و گوی فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت چهاردهم را در خبرگزاری خبرآنلاین بخوانید؛
*********
* خانم مهاجرانی! ما در روزی میزبان شما هستیم که مدارس به دلیل سرما و برودت هوا تعطیل شده است، شما یک بار درباره آلودگی هوا و عدم تعطیل شدن مدارس گفته بودید که، «به عنوان یک مادر حاضر نیستید که فرزندتان را به مدرسه بفرستید و از عدم تعطیل شدن مدرسه هم گله کرده بودید که جای تعجب دارد مدارس تعطیل نشده است.» اما یکی از انتقاداتی که خانوادهها دارند این است که تعطیلی مکرر مدارس باعث عدم یادگیری درست توسط دانش آموزان شده و حتی دولت چهاردهم به دولت تعطیلات معروف شده است. شما به عنوان کسی که سالها در سیستم آموزشی کار کردید چه پاسخی به این نگرانی خانوادهها دارید؟
اجازه بدهید من درباره موضوع تعطیل شدن مدارس عمیقتر صحبت کنم و کمی موضوع را واکاوی بکنیم. طبیعتاً اگر ما در شرایط عادی بودیم حتما تعطیلی معنا نداشت، یعنی اگر در شرایط عادی از نظر وجود انرژی کافی بودیم، حتما هیچ دلیلی برای اینکه ما بخواهیم مدرسه را تعطیل کنیم، وجود نداشت. اما ما داریم در یک شرایط کاملا خاص زیست میکنیم، ما در شرایطی هستیم که ناترازی انرژی خیلی روبه روی دولت ایستاده و دولت مجبور است که تصمیمات سخت بگیرد. به هیچ عنوان جذابیت ندارد که دولت بخواهد چه بخش دولتی را، چه بخش اقتصادی را، چه صنعت را و چه آموزش را تعطیل کند.
قطعا هیچ کسی به اندازه دولت مایل نیست که این چرخ پر رونقتر بچرخد. ولی به جهت ناترازی انرژی مجبور هستیم که این کار را انجام بدهیم. حتما با برنامهریزیهایی که داریم انجام میدهیم، امیدوار هستیم که بتوانیم برای سال آینده این وضعیت را نداشته باشیم.
اما درباره آموزش، به هر حال ما در شرایط همهگیری ویروس کرونا شاهد این موضوع بودیم که قریب به یک سال و اندی یا دو سال مدارس به اجبار تعطیل شدند .یعنی ما تجربه آموزش را در نبود مدرسه داریم. هرچند محققان معتقدند که هیچ رسانهای در آموزش به اندازه آموزش حضوری موثر نیست. طبیعتا از این شرایط دفاع نمیکنیم ولی به جای اینکه بخواهیم موضوعات را به نوعی لاپوشانی کنیم، ترجیح میدهیم که خیلی رو و شفاف با مردم صحبت کنیم و راه حلهای را اتخاذ کنیم که بتوانیم از این بحرانی که در آن هستیم عبور کنیم.
به خاطر رویکرد وفاق کمتر اهل این بوده ایم که بگوییم چه دولتی را تحویل گرفتهایم
* اما در همان شرایط کرونا ما شاهد افت معدل دانشآموزان هم بودیم، یعنی این نگرانی هنوز هم وجود دارد.
عرض کردم که اینگونه نیست که ما انتخاب میکنیم؛ ما لاجرم باید این کار را انجام بدهیم. یعنی تعطیل کردن مدارس یا تعطیل کردن دولت خیلی انتخابی نیست. چارهای به جز این نداریم. ببینید وقتی که جریان تولید انرژیتان دچار خدشه میشود، ذخایری که دولت تحویل گرفته ذخایر اندکتری بوده است.
ما به خاطر رویکرد وفاق کمتر اهل این بوده ایم که بگوییم چه دولتی را تحویل گرفتهایم و این کار را نکردیم. چون معتقدیم که چرا مردم باید بین این دولت و آن دولت و این فضاها گیر کنند. لذا وارد این فضا نشدیم. گفتیم مشکل دولت مشکل ما است، باید حلش کنیم. حتما در این موضوع من هم با شما موافق هستم که هیچ کاری جای آموزش حضوری را نمیگیرد، اما ما ناچار به انجام این اقدام هستیم، لذا یک اقدام الزامی و اجباری است نه انتخابی.
ناترازی مال امروز نیست، سال ها است که ایجاد شده
* شما به مشکلات ناترازیها اشاره کردید، راهکاری برای سال آینده در نظر گرفتید که این مشکل حل شود؟
ببینید تنوع سبد انرژی یکی از راهکارهایی است که دولت در حال انجام آن است و سرمایهگذاری جدی در حوزه انرژیهای خورشیدی داشتهایم تا بتوانیم موضوع تنوع انرژی را انشاءالله به یک خروجی قابل قبولی برسانیم. البته من بگویم که ناترازی مال امروز نیست، سال ها است که ایجاد شده و مدتها است که داریم. به نوعی برق صنعت را قطع میکنیم، صدای آن در نمیآید، حالا صدای آن در آمده، این نکته مهمی است. یعنی اینجوری نیست که بگوییم، الان این اتفاق افتاده نه مدتها است اتفاق میافتد اما صدای آن در نیامده بود.
حالا آمدیم خیلی راحت اعلام میکنیم و میگوییم که مجبوریم این کار را انجام بدهیم. لذا برای اینکه جلوی تکرار این موضوع و تشدید آن را بگیریم، اصولاً موضوع ناترازی موضوعی فزاینده است. هر چقدر که جلوتر میرویم این شکاف بیشتر خواهد شد. توجه به انرژیهای خورشیدی، بهسازی وضعیت نیروگاهها، افزایش راندمانی که در نیروگاهها وجود دارد و ایجاد راهکارهایی در راستای مدیریت مصرف هم در بخشهای صنعتی و هم در بخشهای خانگی و جلوگیری از افتی که در حوزه انتقال وجود دارد، جزء برنامههای جدی دولت است.
عطاءالله مهاجرانی، رمضان زاده و ربیعی جزو سخنگویان موفق بودند
* گفته میشد که شما قرار بوده وزیر آموزش و پرورش شوید، این موضوع صحت دارد؟ چه شد که شما سخنگوی دولت شدید؟
جزء گزینههایی که مطرح شده بود، اسم من هم بود، کما اینکه اسم خیلیهای دیگر بود. اینکه چه شد، انتخاب آقای دکتر پزشکیان بود.
* شما از بین 15 سخنگوی دولتهای قبلی چه کسانی و کدام سخنگو را الگوی خود قرار دادید و علت آن چه بوده است؟
من دو سه تا سخنگو را مشخصا الان در ذهن دارم که خیلی میشود، روی آنها اتکا کرد. عطاالله مهاجرانی که خوب میتوانست تبیین کند، آقای دکتر رمضان زاده که به نظر من جزء سخنگویان موفق بودند و آقای دکتر ربیعی به جهت بحران های متعددی که ایشان در آنها قرار گرفتند و رویکرد ایشان در مورد مواجهه با بحران و حل بحران برای من خیلی آموزنده بود.
به هر حال در دورانی که ایشان سخنگو بودند ما موضوعات متعددی را داشتیم. هواپیمای اوکراین و واکسن کرونا جز موضوعات و دورانهای بسیار پرچالشی در دوره ایشان بود.
من به عنوان سخنگوی دولت اطلاعات تخصصی همه دستگاهها را ندارم
* خانم مهاجرانی! یکی از انتقاداتی که به شما وارد میشود، این است که چرا برای سوالات نشستهای سخنگویی از یک هفته قبل سوالات را میگیرید و حتی چند بار اشتباهی هم که در توئیت زدنهای شما رخ داده به حساب عدم تسلط شما میگذارند. پاسخ شما به این انتقادات چیست؟
ببینید دریافت سوالات کاری نیست که از زمان من شروع شده باشد، کاری است که از قبل هم انجام میشده است. علت آن هم بسیار روشن است، طبیعتاً باید وقتی که خبرنگار سوال میپرسد، پاسخ خودش را دریافت کند. اگر که او بپرسد که مثلاً تعداد واگنهای قطار چقدر است و من این را ندانم من باید سوال بکنم، چون من به عنوان سخنگوی دولت اطلاعات تخصصی همه دستگاهها را ندارم. طبیعی است که من برای این موضوع باید سوال بپرسم، لذا این موضوع نه از باب عدم تسلط از باب اتفاقاً احترام به خبرنگار است که بتوانیم به آن پاسخ دقیق بدهیم.
نکته دوم، یک توئیتی بود که دوبار ویرایش شد، آن هم به جهت هماهنگیها بود؛ در واقع یکی از عزیزان تماس گرفت موضوع را نقد کرد و دوباره دوست دیگری تماس گرفت. من طبیعتا به عنوان وظیفه سازمانی که داشتم بدون اینکه نامی از این بزرگواران ببرم، پذیرفتم که بگویم اشکالی ندارد و فرض میکنیم که من نمیدانم.
نکته سوم این است که نقد همیشه راهگشاست و از نظر من هیچ اشکالی ندارد. نقد مشفقانه و نقد منصفانه بهترین نصیحتی است که کسی میتواند به آدم کند، لذا من از نقدهای دوستان استقبال میکنم.
باید دائم میجنگیدم که ثابت کنم من مهندس هستم
* خانم مهاجرانی شما مکانیک خواندید، چرا به سمت داشتن یک شغل مهندسی نرفتید.
داستانش طولانی است، بله من مهندسی مکانیک خواندم. سالهایی که من میخواستم برای کنکور اقدام کنم، همه میگفتند که مکانیک رشتهای مردانه است و انتخاب نکنم.
منم واقعا این رشته را دوست داشتم و خیلی با عشق آن را انتخاب کردم. یک مدتی هم در صنعت کار کردم و فضای اوایل دهه 70 در صنعت بسیار فضای مردانه و سنگینی بود. من دو تا انتخاب داشتم یا باید انتخاب میکردم که من به عنوان یک کارمند دفتری هستم یا باید دائم میجنگیدم که ثابت کنم من مهندس هستم.
گفتم فوق لیسانس میگیرم وضعیت بهتر میشود. کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک خواندم دیدم خیر، تغییری ایجاد نشد. زمین بازی را عوض کردم و سراغ مسیرهای دیگر رفتم. ولی به شدت از اینکه مکانیک خواندم خوشحال هستم و معتقدم که خواندن مهندسی در ایجاد نظم ذهنی موثر است. خوشحالم که مکانیک خواندم، خیلی از خواندنش لذت بردم.
در سال 1401ما اتفاقات دردناکی را شاهد بودیم
* خانم مهاجرانی! چند فرزند دارید؟
من یک فرزند دارم.
* دختر یا پسر؟
یک پسر دارم، پسرم ازدواج کرده و خیلی خوشحالم که حالا به واسطه ازدواج ایشان عملاً یک دختر دارم که عروس من هست.
نوه هم دارید ؟
نه متاسفانه، خیلی هم دوست دارم.(خنده)
* چون اشاره کردید که عروستان مثل دختر خودتان میماند، گریزی به سال 1401 بزنیم؛ اتفاقات سال 1401 زنان و دختران محور بودند، نگاه شما به عنوان یک مادر در آن زمان چه بود؟ نگاهتان در سال 1401 چه بود نه الآن که مسئول دولتی هستید.
فرزندم دوتابعیتی نیست
ببینید در سال 1401 اتفاقات ناگواری افتاد، هیچ وقت قرار گرفتن مردم در مقابل مردم موضوعی نیست که کسی را خوشحال کند؛ الا کسانی که از این موضوع سود میبرند. در سال 1401 ما اتفاقات دردناکی را شاهد بودیم. به خصوص برای قشر دانشجو، اتفاقات واقعا دردناکی افتاد. من هم مثل همه ایرانیها متاثر بودم و مثل همه مادران نگران تک تک فرزندان این مرز و بوم.
* فرزند شما دو تابعیتی هست؟
نخیر دو تابعیتی نیست.(خنده)
وزن سیاسی قانون مشاغل حساس بیشتر است تا وزن کارشناسی
* واقعا دو تابعیتیها باید تبدیل به یک مسئله جدی بین مجلس و دولت شود؟ یا این را یک فضاسازی سیاسی میدانید؟ با توجه به اینکه رئیس قوه قضاییه هم گفتهاند که این موضوع فراتر از دولت است نظر شما چیست؟
ببینید اتخاذ رویکردی که جلوی تعارض منافع را بگیرد و به نوعی کمک کند که افرادی که دست اندرکار تصمیمات ارشد هستند؛ به خاطر خانوادهشان به نوعی سوءگیری نداشته باشند؛ این موضوع فینفسه موضوع غلطی نیست. ولی نکتهای که وجود دارد، این است که بسیاری از افراد در زمان دانشجویی یا در زمان دیپلمات بودنشان در خارج از کشور فرزنددار شدند و به جهت قوانین آنجا فرزند آنها دوتابعیتی است.
دو حالت دارد؛ یک وقت میگوییم که فردی خودش اقدام میکند و میرود که باز این هم باز جای سوال دارد. من عرض کردم که میشود به اصل موضوع پرداخت.
موضوع دیگر این است که حالا اگر یک کسی فرزندش بخاطر اینکه آنجا به دنیا آمده دو تابعیتی شد، آیا ما باید کشور را از استفاده از ظرفیت ایشان محروم بکنیم؟ اصلا موضوع شخص نیست. موضوع ظرفیتی است که در کشور وجود دارد و کاملا به درستی گفتند، این موضوع اصلا خاص دولت نیست، موضوعی است که در همه قوای سه گانه وجود دارد و در حاکمیت هم این موضوع وجود دارد.
* پس این اتفاقاتی را که در رابطه با این قانون در دولت چهاردهم رخ داده بیشتر یک فضاسازی سیاسی میدانید؟
من معتقدم وزن سیاسی آن بیشتر است تا وزن کارشناسی.
نزدیک 60 میلیون تومان میگیرم
* مردم میگویند که دولتیها حقوقشان آنقدر زیاد است که دغدغهها، گلایه ها و سختیهایشان را درک نمیکنند، شما به عنوان سخنگوی دولت چقدر حقوق میگیرید؟
فکر میکنم که نزدیک 60 میلیون تومان میگیرم.
دلار 95 هزار تومانی روی زندگی من هم سایه انداخته است
* این دلار 95 هزار تومانی روی زندگی شخصی فاطمه مهاجرانی سایه انداخته است؟
بله، بله. اگر کسی بگوید که روی زندگی شخصی من سایه نینداخته یک مقدار برای من عجیب است. برای همه سایه میاندازد. ولی این را درک میکنیم که وقتی کسی حقوقی که دریافت میکند، مثلا 12 میلیون تومان است، حتماً میزان سایهای که میاندازد، متفاوت است. میزان ریسک پذیری و میزان آسیب پذیری آدمها متفاوت میشود.
بله، این موضوع قابل درک است که متفاوت است ولی من این را عرض کنم که اینگونه نیست که آدمها ندانند، یعنی حتما دولتیها میدانند که چه خبر است.
تصمیماتی که به ارز و دلار باز میگردد، تصمیمات حساسی است
* برای آن برنامه هم دارید؟
اجازه بدهید درباره موضوع دلار توضیح واضحتری بدهم. یک تکلیفی را قانون برای دولت مکلف و مشخص کرده بود. آن تکلیف این بود که باید این تنوع نرخ ارز کم به شود. خوب این در واقع تصمیمی بود که در سران قوا هم روی آن صحبت شد، چون به هر حال تصمیماتی که به ارز و دلار باز میگردد، تصمیمات حساسی است و طبیعتاً باید جوانب آن بررسی شود.
بعد از اینکه گفتوگوها انجام شد، دولت کار اجرا را به عنوان قوه مجریه انجام داد، کار را دنبال کرد و اتفاقی که افتاد این بود که با پایان سال مسیحی و شروع سال جدید، افزایش میزان تقاضایی که برای دلار وجود داشت، نوساناتی که معمولاً در آن ایام به وجود میآید و بعد تغییراتی که ما در منطقه شاهد آن بودیم، مصادف شد.
به هر حال وقتی ما داریم راجع به واحد پول خارج از کشور، یعنی راجع به دلار صحبت میکنیم، حتما تغییرات جهانی روی آن تاثیر میگذارد. این موضوع اظهر من الشمس است و ما نمیتوانیم بگوییم که آن تاثیر نمیگذارد.
تاکید دولت بر این است که تا جایی که میتواند اولاً از تاثیر این موضوع بر معیشت مردم جلوگیری کند. به همین جهت است که روی موضوع کالا برگ، روی موضوع بستههای معیشتی و برگزاری جشنوارههای فروش پاییزه و بهاره کار جریان دارد که بتواند یک مقدار قیمتی که به دست مصرف کننده میرسد را متعادلتر کند. برنامهریزی جریان دارد و انجام خواهد شد. نکته دیگر این است که بر ارز 28 هزار و 500 تومانی برای کالاهای اساسی و دارو به جهت حساسیتی که بر معیشت مردم تاکید دارد.
کم لطفی است بخواهیم بگوییم دولت برنامه ندارد
* یکی از نقدهایی است که به دولت آقای پزشکیان میشود، این هست که دولت بدون برنامه مدیریت میشود، مخصوصا که تحلیل گران معتقدند که در شرایط فعلی فارغ از برنامه هفتم که حالا شما هم بهش اشاره کردید، باید پلنهای A و B را هم داشته باشیم. این پلنها در کشوهای میز آقای رئیس جمهور هست و برای این چالشها چقدر آمادگی دارید؟ چالشهایی که ممکن است در سال آینده به وجود بیاید.
ببینید تیم اقتصادی، تیم اجتماعی و فرهنگی و تیم های متعدد دیگری که به هر حال رئیس جمهور دارند، کاملا سناریوها را از قبل از روی کار آمدن ترامپ آماده کردند. سناریوها نوشته شده بود پیش بینیها انجام شده بود، سناریوها کاملا فعال است. سه سناریو وجود دارد؛ a و b و c که معمولاً هم بهترین و بدترین سناریو وسط هم در نظر گرفته میشود.
طبق سناریوها برنامهریزی و امور در حال دنبال شدن است. این کم لطفی است که بخواهیم بگوییم که دولت برنامه ندارد. ببینید برنامه اگر که بخواهد پشتوانه اجرا نداشته باشد، فایده ندارد. لذا اگر که ما روی یک برنامه که همان برنامه هفتم است به وفاق برسیم که رسیدیم و همان را دنبال میکنیم, یقیناً دستاوردهای معنادارتری را میتوانیم حاصل کنیم تا وقتی که برنامههای متعدد داشته باشیم، ولی باز هم نتوانیم اجرا کنیم.
* این سه سناریویی که شما گفتید در واقع به چه صورت است؟
ببینید قاعدتاً ما باید متناسب با شرایطی که وجود دارد سناریو داشته باشیم که دوستان ما آن را طراحی میکنند که این کار انجام شده، عرض کردم سه تا سناریو طراحی شده و روی هر کدام برنامههای آن ها در حال دنبال شدن است.
سال آسانی در پیش نداریم ولی...
* این روزها از کارشناسان و تحلیل گران زیاد شنیده میشود که سال 1404 سال بسیار سختی است و برخی هم حتی حرف از به بن بست رسیدن میزنند. ما میخواهیم پاسخ شما را بدون محافظه کاری و ملاحظه کاری یک مقام دولتی بدانیم. ما واقعاً باید منتظر یک سال بسیار سخت باشیم؟
ببینید ما سالها است که با سالهای سخت آشنا هستیم. طبیعی است که به هر حال وقتی که تحریمها عمیق میشوند، وقتی که تحریم ها به نوعی به بنیه اقتصادی آسیب میزند، هر چقدر که جلوتر میرویم سال سختتر میشود. ولی این به معنای این نیست که بگوییم ما سختترین سال را در پیش داریم، ما حتما سال آسانی در پیش نداریم ولی این به این معنا نیست که بگوییم ما سختترین سال تاریخ را در پیش داریم.
اینگونه نیست. دولت با همه توان دارد کار میکند. دولت با همه ظرفیت وزارتخانههای متعدد در راستای رشد صادرات تربیت در راستای تقویت اقتصادی دارد کار میکند و امیدوار هستیم که با همراهی که در مردم انشاءالله شاهد خواهیم بود بتوانیم از شرایط سخت عبور کنیم.
* خانم مهاجرانی! اگر بخواهیم یک تیم فوتبال از بین سیاستمداران انتخاب کنید دروازهبان شما، مهاجم شما، مدافع تیم شما، و بازیکنانتان چه کسانی هستند؟
فکر میکنم که مدافع آقای دکتر عارف، مهاجم آقای دکتر پزشکیان میبینم؛ به نظرم می آید خوب میتوانند پا به توپ حرکت کنند، دروازهبان به نظرم میآید که آقای دکتر پورمحمدی باشند. دیگر چه کسانی بودند؟
از سال 1403 به عنوان سال پر فراز و نشیبی نام خواهم برد
* بازیکنان این تیم؟
بقیه هم به عنوان بازیکن هستند. اصلیها همین ها هستند که خدمتتان گفتم لااقل نقش مشخصی را الان در این سوال و در این زمان کوتاه در ذهن خودم نمیتوانم تصور کنم.
* اگر بخواهید سال 1403 را در یک جمله تعریف کنید، این جمله چیست؟
از نظر شخص خودم یا سخنگوی دولت؟
* از نظر شخص خودتان.
سال پرفراز و نشیب. به هر حال ببینید ما شاهد تغییر یک دولت در این سال بودیم؛ یعنی سال 1403 با شهادت آقای رئیسی آغاز شد و انتخابات را داشتیم و سال بسیار پرفراز و نشیبی بود.
اتفاقاتی که در منطقه افتاد، یعنی شهادت سید حسن نصرالله، شهادت یحیی سنوار؛ به نوعی آتش بس خاورمیانه هیچ کدام از اینها اتفاقات کمی نبود. شاهد آتش بس در غزه و لبنان بودیم، اتفاقات بزرگی بودند. لذا از آن به عنوان سال پر فراز و نشیبی نام خواهم برد.
راجع به مبلغ عیدی با همسرجان صحبت میکنیم
* عید نوروز 1404 با ماه مبارک رمضان تقارن دارد، اگر شما بخواهید سر سفره هفت سین یک دعای سیاسی داشته باشید، آن دعا چیست؟
دعای سیاسی من عقلانیت بیشتر در همه ارکان نظام در راستای استفاده بهینه از ظرفیت مردم خواهد بود.
* شما درعید نوروز عیدی هم می دهید؟
قاعدتاً بله.
* به چه کسانی عیدی میدهید و چقدر؟
والا قاعدتاً به پسر و عروسم، به بستگانم و به دو خواهرزادههایم و به برادرزادههای همسرم زیرا ایشان عموی بزرگ محسوب میشوند. طبق روال به کسانی که به منزل ما میآیند عیدی خواهم داد. سالها است که یک سهم بسیار ناچیزی را هم در سبد عیدیهای خودم برای موسسات خیریه به عنوان وظیفه اجتماعی لحاظ میکنم.
* میزان عیدی که به عزیزانتان میدهید، چقدر هست؟
راجع به مبلغ عیدی با همسرجان صحبت میکنیم که چقدر بدهیم، هنوز وقت نشده راجع به این موضوع صحبت کنیم، ولی معمولا صحبت میکنیم که مثلا به خواهرزادهها چقد عیدی بدهیم یا به برادرزاده او چقدر بدهیم. معمولا در این زمینه با هم مشورت میکنیم.
به پیج اینستاگرامی «آخرین خبر» بپیوندید
لینک کوتاه:
https://www.iranporseman.ir/Fa/News/1234676/