بزرگنمايي:
ایران پرسمان - خبرآنلاین / متن پیش رو در خبرآنلاین منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست.
در سالی که با انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری همراه بود، ردپای دختران سیاستمداران در عرصه سیاست هم پررنگ تر و محسوس تر از قبل دیده شد.
بازار

روابط خانوادگی برخی چهرههای سیاسی طی چندین سال گذشته یکی از موضوعات قابل توجه بوده است. ارتباطات فامیلی برخی چهرهها با هم، حواشی مربوط به برادران سیاستمداران یا همراهی همسران نامزدها در انتخابات از جمله موضوعاتی اند که برای نامزدهای ریاستجمهوری خبرساز بودهاند. در کنار اینها، حالا پای دختران چهرههای سیاسی نیز به عرصه سیاست باز شده است. ورود این دختران گاهی آگاهانه و با هدف وجههسازی و گاهی ناخواسته و حاشیهساز بوده است.
اگرچه بسیاری معتقدند استفاده از مسائل خانوادگی در کارزارهای انتخاباتی نوعی شخصیسازی سیاست محسوب میشود، برخی نیز باز شدن پای فرزندان به سیاست را نوعی روابط عمومی کاندیداها میدانند. گاهی استفاده از دختران، حرکت پوپولیستی و گاهی پاسخ به این انتقاده بوده است که کاندیداها از دغدغههای عمومی بیاطلاع نیستند. از یک سو این انتقاد وجود دارد که با مشارکت دادن زنان در سیاست به حضور فرزندان دختر تقلیل پیدا کرده، اما از سوی دیگر برخی، دختران را یک راه ارتباطی برای رساندن صدای زنان به مردان سیاست میبینند.
به هرحال نشان دادن روابط پدر و فرزندی در مواردی، نوع تفکر پدران و سبک زندگی آنها را عیانتر میکند؛ گاهی نیز دختران کلیدواژه تغییر سرنوشت سیاسی والدین میشوند. این کلیدواژه تاکنون در مسدود کردن مسیر سیاسی دو رئیس مجلس در انتخابات ریاست جمهوری ایران نقش ایفا کرده است؛ یکی از سوی شورای نگهبان و دیگری از سوی افکار عمومی.
دختر قالیباف؛ ناجی یا ضربه نهایی؟ حضور سال گذشته دختر محمدباقر قالیباف در قاب رسانه ملی به باور بسیاری از تحلیلگران نقش مهمی در ناکامی پدر ایفا کرد.
با برگزاری زودهنگام انتخابات ریاست جمهوری، محمدباقر قالیباف برای چندمین بار وارد رقابت با کاندیداهای دیگر بر سر ریاست جمهوری شد و به نظر میرسید که شرایط 1403 برای او خیلی بهتر از 84 و 92 باشد. او در 1403 رئیس مجلس بود؛ از رقبای جدی او مسعود پزشکیان فقط یک نماینده ساده بود و سعید جلیلی نیز علاوه بر آنکه کاندیدای شکستخورده دورههای قبل به شمار میرفت، محبوبیت چندانی نداشت.
با این حال سایه خبرهای پرحاشیهای که در چند سال گذشته در ارتباط با فرزندانش منتشر شده بودند، بر سر پدر سنگینی میکرد. سال 95 یعنی زمان شهرداری قالیباف، خبری منتشر شده بود که برای برگزاری عروسی مریم دخترش در یکی از رستورانهای پارک جنگلی لویزان، این محدوده از چهار روز قبل در حالت آماده باش قرار گرفته و پارک جنگلی از ظهر روز عروسی قرق شده است. چند سال بعد نیز در سال 1401 هم تصاویری از سفر مریم و خانواده اش هنگام بازگشت از ترکیه منتشر شد و حاکی از آن بود که خانواده رئیس مجلس برای خرید سیسمونی نوه رئیس مجلس به این کشور سفر کردهاند.
مریم قالیباف که سومین فرزند و تنها دختر رئیس مجلس است، سال قبل به نمایندگی از پدرش در یک گفتوگوی تلویزیونی انتخاباتی شرکت کرد. او میخواست به حاشیهها پاسخ دهد و اتهامات را رد کند. اما این بار هم همه چیز را خلاف انتظار خانواده قالیباف پیش رفت. «این دروغ، این شب قشنگ را برای ما خیلی تلخ کرد. این شب میتوانست برای ما یک شب شاد باشد» و «من سفر رفته بودم اما نه برای خرید» این جملات از زبان دختر قالیباف با لحنی بیان شد که افکار عمومی واکنش منفی به آن داشت. طوری که به نظر بسیاری از تحلیلگران، بزرگترین اشتباه مهلک قالیباف در انتخابات فرستادن مریم دخترش به صداوسیما و سخن گفتن او مقابل دوربین بود.
![]()
دختر لاریجانی، کلیدواژهای برای حذف پدر اما ماجرا در مورد علی لاریجانی به گونه دیگری اتفاق افتاد. وقتی صلاحیت لاریجانی در انتخابات 1400 از سوی شورای نگهبان احراز نشد میگفتند اقامت فاطمه فرزندش یکی از علت های این رد صلاحیت بوده است. موضوعی که در انتخابات 1403 نیز دوباره مطرح شد. با این حال لاریجانی با مخاطب قرار دادن شورای نگهبان این موضوع را خلاف واقع دانست و اعلام کرد که دختر و دامادش فقط برای ادامه تحصیل راهی آمریکا شده بودند.
برخی از اقوام لاریجانی، اقامت فاطمه لاریجانی در آمریکا را تکذیب کرده اند، برای نمونه محمد مطهری برادر همسر علی لاریجانی اعلام کرد: «ویزای خواهرزادهام خانم فاطمه لاریجانی در آمریکا ویزای کار از نوع H1 b است و امور دیگر مثل تابعیت و پاسپورت آمریکایی از جعلیات است. (در آمریکا برای گذراندن دوره تخصص فرد میتواند ویزای کار بگیرد). او که به تقدیر الهی دوران دانشجوییاش مقارن با یکسال شیمی درمانی برای سرطان خون از نوع لنفوم بود، پس از پایان دوره دکتری، همراه با همسرش- رتبه 104 کنکور پزشکی (سهمیه آزاد) و فارغالتحصیل دانشگاه تهران- که برای گذراندن دوره تخصصی عازم آمریکا بود همراه شد و پس از پایان تحصیل به ایران بازخواهد گشت.»
ردصلاحیت علی لاریجانی به بهانه دخترش واکنشهای دیگری نیز به دنبال داشت. برخی فعالین از تبعیض شورای نگهبان بین دختر لاریجانی و پسر قالیباف سخن گفته و به رویکردهای دوگانه در بررسی صلاحیت لاریجانی و قالیباف انتقاد کردند. برای نمونه، محسن کوهکن نماینده پیشین مجلس گفت: دختر لاریجانی و دامادش در خارج از کشور بودند اما قالیباف پسرش به دنبال مهاجرت بود! برخی نیز در فضای مجازی نوشتند: از نظر شورای نگهبان فرزند لاریجانی چون سفر خارجی برای ادامه تحصیل داشته در صلاحیتش نقش داشته ولی پسر محسن رضایی که پناهنده شده بود نقشی در صلاحیتش نداشت!

زینب و مریم زاکانی؛ خبرساز اما نه سرنوشتساز! شایعه اقامت «دختر»، در خارج از کشور برای علیرضا زاکانی هم مطرح بود، اما زاکانی هم در 1400 و هم در 1403 از فیلتر شورای نگهبان عبور کرد. او سه دختر به نامهای طیبه، مریم و زینب دارد. از میان این سه دختر، یعنی مریم و زینب هر دو برای پدر خبرساز بودند اما نه به مانعی برای حضور پدر در انتخابات تبدیل شدند و نه توانستند پدرشان را کاندیدایی جدی معرفی کنند. علیرضا زاکانی سرانجام در انتخابات گذشته نیز مثل انتخابات 1400 از صحنه رقابت کناره گیری کرد.
تحصیل و زندگی مریم دختر دوم او در سوئیس طی سالهای گذشته برای پدر حاشیهساز بوده است. بعضا گفته میشد مریم زاکانی دوتابعیتی است؛ چرا که فرزند مریم در هنگام اقامت در سوئیس در این کشور به دنیا آمده است. با این حال ستاد انتخاباتی زاکانی این موضوع را تکذیب کرد و نوشت که مریم زاکانی هیچگونه بورسیه تحصیلی از داخل و خارج ایران دریافت نکرده و هیچ تعهدی نسبت به دانشگاه و کشور محل تحصیل ندارد. ستاد انتخاباتی زاکانی همچنین نوشت مریم پس از اتمام تحصیل به کشور بازگشته است.
علاوه بر مریم، زینب دختر دیگر زاکانی یکی دیگر از خبرسازان انتخابات بود. او که برای تبلیغات برای پدرش به صدا و سیما رفته بود، برخی شایعات در مورد خانوادهاش را تکذیب کرد و گفت اینکه بنده فرزند شهیدم، هرگز درست نیست. مادرم هم همسر شهید نیستند و مادرم اولین همسر پدرم هستند. او همچنین گفت: پدرم 20 سال اجاره نشین بودند. در ابتدای زندگی هم زمان با دوره دانشجویی، مسافرکش هم بودند.
از سایه امنیت تا قاب رسانه؛ حضور پررنگ دختران، رأی کمرنگ پدر دختران مصطفی پورمحمدی نیز در انتخابات گذشته دست به کار شده بودند که او را به عنوان چهرهای مقبول به جامعه معرفی کنند. پورمحمدی سه دختر به نامهای مطهره، منیژه و مریم و یک پسر به نام سعید دارد. از سه دختر او، مطهره و منیژه در قاب تلویزیون ظاهر شدند. در برنامه «گفت و گوی صمیمی» که دختران کاندیداها به نمایندگی از پدر به تلویزیون میرفتند، مطهره دختر بزرگتر به شرح روحیات پدر پرداخت و گفت که پدرش سالهای بسیار زیادی اجاره نشین بوده به این صورت که پدر منزلی داشتند و آن را اجاره داده بودند و خودشان هم اجارهنشین بودند. مصطفی پورمحمدی همچنین در میزگرد اقتصادی کاندیداها، دختر دیگرش منیژه که دانشجوی دکتری اقتصاد بود را به عنوان یکی از کارشناسان اقتصادی با خود همراه کرد.
مصطفی پورمحمدی اگرچه آخرین رای انتخابات را به دست آورد و دخترانش چندان در رای آوری او موثر نبودند اما از جنبه دیگری برای او نقش ایفا کردند. تا پیش از انتخابات 1403 مصطفی پورمحمدی به عنوان یکی از مردان امنیتی و قضایی نظام جمهوری اسلامی شناخته میشد. اما با حضورش در انتخابات این بار خود را در معرض داوری و نقد افکار عمومی قرار میداد و میخواست خود را به عنوان یک چهره مدعی برای کرسیهای انتخابی مطرح کند. او در این راه توانست با فرستادن دخترانش در انظار عمومی تصور زندگی پنهانی افراد امنیتی-قضایی را برهم بزند و خود را حالا به عنوان یک مدعی کرسیهای انتخابی برای آینده نشان دهد.

زهرا پزشکیان؛ بانوی اول یا همراه پدر؟ در میان دختران چهرههای سیاسی که سال گذشته در صدر خبرها قرار گرفتند، زهرا پزشکیان دختر رئیس جمهور چندان حاشیه نداشته است. او از زمانی که مادر و یکی از سه برادر خود را در سانحه رانندگی از دست داد در کنار پدر بود. رسانهها از زمانی به او توجه کردند که دست در دست پدر برای ثبت نام در انتخابات 1403 به وزارت کشور رفت و مانند بانوی اول تا آخر انتخابات در کنار پدر ماند و این روزها نیز همچنان در کنار پدر است.
انتشار تصویری از زهرا پزشکیان در سلف غذاخوری محل کارش بعد از پیروزی پدرش در انتخابات با بازتاب زیادی در شبکههای اجتماعی رو به رو شد؛ او در صف دریافت غذا و در کنار کارمندان دیگر ایستاده بود.
پس از روی کار آمدن پزشکیان، او همچنان در کنار پدر حضور داشته و این، انتقادات برخی جریانها را نیز به دنبال داشته است؛ اما کمصحبت بودن او باعث شده از حواشی ناخواستهای که خانوادههای سیاسی دیگر دچارش میشوند جلوگیری کند.
سیاست زیر سایه خانواده از میان دختران سیاستمدارانی که نامشان به میان آمد، برخی آگاهانه برای همراهی با پدر خود را در معرض دید افکار عمومی قرار دادند. اما آنهایی که ناخواسته نامشان به میان آمد خود دو گروه بودند.
دسته اول دخترانی بودند که رسانهها با تکرار نام آنها میخواستند پدرشان را از عرصه سیاست حذف کنند و از این نظر شایعه اقامت در کشورهای خارجی را مطرح کردند. احتمالا شایعهکنندگان به یاد ضرب المثل «چاه نکن بهر کسی ... » نبودند وگرنه قاعدتا باید به حذف کاندیداهای نزدیک به جریان خود نیز تمکین میکردند. برای نمونه در خبرها آمده بود که وزارت مهاجرت کانادا درخواست اقامت فرزند یکی از کاندیداها در این کشور را رد کرده است. آن سیاستمدار و جریان سیاسی حامی او ظاهرا باید قدردان تصمیم دولت کانادا باشند وگرنه قاعدتا باید صلاحیت کاندیدای خودی آنها نیز در انتخابات رد میشد.
و اما در مورد گروه دومی از دختران که ناخواسته در عالم سیاست خبرساز شدند؛ ظاهرا رسانه ملی در این چند سال دنبال آن بوده که با استفاده از اعضای خانواده کاندیداها وجهه آنان را مردمی نشان دهد تا از این طریق بخشی از واجدین شرایط را به حضور در انتخابات دعوت کند. اما احتمالا مدیران این سازمان موقع تصمیمگیری فراموش میکنند که اگر موضوعاتی مثل سفرهای خارجی و ... خانواده یک کاندیدا در حافظه مردم بنشیند تا مدتها پاک شدنی نیست و گاهی حتی ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد.